آموزش كلي در مورد فيلمسازي به بهانه بیست و چهارمین جشنواره ضعیف فیلم فجر راههاي بسياري براي آموختن و فراگيري كارگرداني وجود دارد . مطالعه كتاب هاي مختلف ، دستياري كارگردانان ، ديدن فيلم ، كلاسهاي آموزشي و ... ولي دو چيز را حتما بايد داشته باشيد ، استعداد و پشتكار . اما بهترين راه براي كارگردان شدن ، حضور در توليد فيلم است . كارگردان در حقيقت پديد آورنده يك فيلم يا در اصل امضا كننده اثر ( فيلم ) است . او بازيگرانش ، را رهبري مي كند تا بازي و گفتارشان در برابر دوربين هدايت شده باشد . كارگردان در تمام مراحل فيلم از انتخاب داستان و فيلمنامه ، انتخاب لوكيشن ( محل فيلمبرداري ) ، گزينش عوامل ، تا آماده شدن فيلم براي نمايش و ... حضور فعال و مستقيم دارد . كار اصلي كارگردان پس از گزينش همكاران ، رهبري آنان براي به وجود آوردن يك مجموعه هماهنگ ( در خدمت فيلم ) است . كارگردانان موقعيت برجسته خود را بايد مديون مقاله فرانسوا تروفو ، منتقد ، فيلمساز و نظريه پرداز بزرگ فرانسوي بدانند . او در سال 1954 در مجله كايه دو سينما ( يكي از بزرگترين مجلات سينمايي ) نظريه " سينماگر مولف " را مطرح نمود . - نظريه مولف : هنر سينما يك دستاورد گروهي نيست ، بلكه نتيجه توانائي كارگردان در زمينه هاي داستان پردازي ، بازيگري و فيلمبرداري است . كارگردان همان خلاقيتي را دركارش ارائه مي دهد كه يك مجسمه ساز ، يك نقاش و يك نويسنده دارد . كارگردان تنها " مولف " واقعي فيلم است . پس از بيان اين نظريه ، بحثهايي بوجود آمد كه در پديد آمدن يك فيلم ، فيلم نامه مهمتر است يا كارگرداني آن ؟ برخي از نظريه پردازان فيلمنامه را مهم تر مي دانستند چون فيلمنامه مي تواند مستقل از فيلم وجود داشته باشد در حاليكه هيچ فيلمي نمي تواند بدون فيلمنامه ساخته شود ! ( در حال حاضر توسط خيلي از كارگردانان بزرگ دنيا اين امر اتفاق افتاده است ) . گروه مخالف بر اين نكته تاكيد مي كردند كه يك فيلمنامه را دو كارگردان مي توانند به دو شكل متفاوت بسازند و بر اهميت كارگردان تاكيد مي كردند . به دنبال چنين بحث هايي ، نظريه پردازان بزرگ ، موفق ترين كارگردانها را كساني دانستند كه علاوه بر كارگرداني نويسنده متن اثر هم باشند . اين نوع سينماگران ، سينماگر مولف ناميده مي شوند . در بهترين حالت ، كارگردان خود تهيه كننده فيلم هم هست . در اين حالت كارگردان مي تواند بر تمامي جزئيات فيلم مسلط و بدون دخالت سليقه ديگري ( تهيه كننده ) اثري مطابق ميل و خواست خود بيافريند . لازم به ذكر است اكنون ديگر به ندرت تهيه كنندگان اعمال سليقه در كار كارگردان يا فيلم مي كنند ، اكنون ديگر مانند گذشته تهيه كننده فقط يك شخص پولدار نيست ، بلكه اكنون تهيه كنندگي مانند ديگر شاخه هاي سينما علمي شده و در دانشگاه ها تدريس مي شود . كارگردانان موفق معمولا سبك منحصر به خودشان را دارند ، و با ديدن چند اثر از ايشان مي توان به راحتي به سبكشان واقف شد نوشته شده توسط علیرضا آقاخانی در ساعت 22:34 | لینک | 2 نظر سه شنبه چهارم بهمن 1384 تدوین مرحله انتخاب تصاوير و منظم كردن آن تصاوير بر اساس يك ريتم خاص را تدوين مي گويند . كه اقسام مختلفي از جهات مختلف دارد ولي كليت همه به يك صورت است . پس از ظهور فيلم در لابراتوار ، نسخه اي را كه از روي نگاتيو اصلي چاپ شده ، در اختيار تدوينگر قرار مي گيرد . اين نسخه كه به نسخه اوليه معروف است ، شامل تمام برداشتهاي گرفته شده از يك فيلم است . كه طول زماني آن برابر با كل فيلمبرداري فيلم مي باشد . معمولا براي صرفه جويي در هزينه توليد ، فيلم را بصورت رج فيلمبرداري مي كنند ، يعني تمامي شات هاي ( شات : از زمانيكه دكمه ضبط دوربين توسط فيلمبردار زده مي شود تا زمان قطع ضبط ، يك شات محسوب مي شود كه به شات ، پلان هم گفته مي شود ) مربوط به يك صحنه ، پشت سر هم گرفته مي شود . بطور مثال در اولين صفحه هاي يك فيلمنامه دريا وجود دارد و در آخرين قسمت فيلمنامه هم دريا وجود دارد . پس هر دو دريا را بصورت پشت سر هم فيلمبرداري مي كنند و زمان تدوين هر كدام در جاي خود قرار مي گيرد . از طرفي هر شات داراي يك يا چند برداشت است ، كه همگي بصورت متوالي قرار دارند ، تدوينگر بهترين برداشت را بر اساس برگه منشي صحنه انتخاب و بقيه برداشت ها را كنار مي گذارد . به اين مرحله راف كات مي گويند كه به معناي انتخاب برداشت صحيح است . اگر فيلم داراي صدابرداري همزمان ( صداي فيلم به دو صورت است يا دوبله يا همزمان ) باشد ، وظيفه سينك ( سينك به معناي اين است كه تصوير با صدا همزمان و يكي و منطبق با هم باشند ، گاها ديده ايد كه صدايي جلوتر يا عقب تر از تصوير است ، كه در اينجا سينك وجود ندارد . سينك در حقيقت انطباق و برابر بودن تصوير و صدا است ) تصوير و صدا نيز با تدوينگر مي باشد . كلا تدوين داراي سه مرحله است . - چيدن تمامي راشها ( راش به معناي تصاوير فيلمبرداري شده است كه هنوز هيچ عملي بر روي آن انجام نگرفته است ) - راف كات : يا انتخاب برداشت هاي خوب و كنار گذاشتن بقيه شات ها - فاين كات : يا تدوين نهايي در مرحله تدوين معمولا سه نفر حضور دارند : مونتور يا نظم دهنده ، كه كارش چيدن تمامي راشها بر روي ميز تدوين است . دوم ، اپراتور كه مرحله راف كات با اوست ، و سوم تدوينگر كه مرحله فاين كات با اوست ، البته گاها تدوينگر در كنار اپراتور حضور دارد و با نظر او ، اپراتور فاين كات هم انجام مي دهد . البته لازم به ذكر است كه در سينماي ايران معمولا همه اين كارها را يك نفر انجام ميدهد ! ولي در سينماي جهان معمولا بيش از چهار نفر بر روي يك فيلم كار ميكنند . امروزه با وجود رايانه ديگر مانند قديم اين اعمال بر روي ميز مويلا ( يا همان ميز تدوين ) انجام نمي گيرد و مرحله تدوين كه قبلا وقت گير ترين قسمت يك فيلم محسوب مي شد ديگر به مانند قبل نيست . خب اين هم از بركات رايانه كه ديگر نيازي به اين نيست كه در يك اتاق تاريك و نمور بنشيني و تكه هاي فيلم را به هم چسب و قيچي بزني !!! و تا روزي كه تكه هاي فيلم به لابراتوار نرفته ، نداني كه نتيجه زحماتت چه بوده است و در آخر تازه متوجه شوي كه جاهايي اشكال دارد ولي نگاتيوي ديگر وجود ندارد و همه توسط شخص شما از بين رفته است . نوشته شده توسط علیرضا آقاخانی در ساعت 22:33 | لینک | یک نظر سه شنبه چهارم بهمن 1384 انواع دوربین امروزه دوربين ها را به دو بخش ويدئو و سينمايي تقسيم بندي مي كنند . دوربين هاي سينمايي : دوربين هايي هستند كه مواد خام آنها نگاتيو مي باشد . دوربين هاي ويدئويي : كه مواد خام آنها كاست هاي معمولي ، سي دي ، دي وي دي و اخيرا توسط شركت پاناسونيك تكنولوژي پي 2 مي باشد . و اما دسته بندي دوربين هاي سينمايي : 8m.m - Super 8m.m - 16m.m - 35m.m - 70m.m va IMAX اما دوربينهاي ويدئويي با فورمت هاي زير مي باشند : VHS - Super VHS -Hi 8 - Super 8 - Umatic - Beta Cam - DV cam - HD Cam - DVC Pro Cam - P2 Cam دوربين هاي ويدئويي به دو بخش آماتور يا خانگي و حرفه اي تقسيم ميشوند . تا كنون تلاشهاي بسياري براي رساندن كيفيت ويدئو به كيفيت نگاتيو صورت گرفته است كه تاكنون چنين امري تحقق نيافته است . دوربينهاي ويدئويي به علت داشتن كاربرد آسان و قدرت حمل بالا بيشتر مورد استفاده برنامه سازان تلويزيوني و مستند سازان مي باشد ولي كيفيت نگاتيو چيز ديگري است و به علت تخت بودن تصوير در ويدئو ( ويدئو عمق تصوير ندارد و اين از بزرگترين اشكالاتش است كه تاكنون نتوانسته اند اين مشكل را حل كنند . ) از اين نوع دوربين ها در ساخت فيلم سينمايي استفاده نمي گردد . ولي نگاتيو هم يك اشكال بسيار بزرگ دارد و آن ماندگاري اش است كه جاي خاصي را مي طلبد و شرايط نگه داري خاص . در بهترين حالت يك نگاتيو مي تواند تا حدود 50 سال بماند ، كه كيفيت آن از دست مي رود . يكي ديگر از مشكلات نگاتيو ، افتادن خط بر روي آن است كه گاها بصورت مو مانند يا خط مانند در فيلم ديده مي شود . خب با اين مساله ما ايراني ها بيشتر اجين هستيم . چون تمام فيلمهاي ايراني كه از تلويزيون پخش مي شود داراي نقاشي مينياتوري بر روي تصوير است و آنقدر بد نگه داري شده كه دايما ما مو مانندهايي را بر روي صفحه تلويزيون مي بينيم . نوشته شده توسط علیرضا آقاخانی در ساعت 22:31 | لینک | نظر بدهید سه شنبه چهارم بهمن 1384 مدیر فیلمبرداری مديريت فيلم برداري و نورپردازي فيلم را بر عهده دارد . وي وسايل مورد نياز فيلمبرداري و نگاتيو را فراهم و طبق نظر كارگردان نحوه نورپردازي و زاويه هاي فيلمبرداري را انتخاب ( بطور قطع نمي توان گفت كه وي زوايا را انتخاب مي كند ، وليكن با انتخاب كارگردان و مشورت با وي ، ميتواند گاها اين كار را انجام دهد ) و طراحي مي نمايد . مدير فيلمبرداري داراي گروهي مي باشد كه به معرفي آن مي پردازم . فيلمبردار : به عنوان كسي كه پشت دوربين قرار ميگيرد و اوامر مدير فيلمبرداري را اجرا مي كند ، فعاليت مي كند . ( در ايران معمولا هر دو را يك نفر انجام ميدهد .) دستيار اول فيلمبردار : يكي ديگر از كساني كه هميشه در كنار دوربين قرار دارد ، دستيار اول مي باشد كه وظايفي همچون فوكوس ، زوم ، تعويض لنز و ... بر عهده وي مي باشد . دستيار دوم فيلمبردار : وظايفي همچون تعيين فاصله دوربين تا سوژه ( براي فوكوس كشي ) ، كاست زدن ( جاي گذاري نگاتيو در كاست هاي دوربين ) و ... از ديگر وظايفش كلاكت زدن مي باشد .( وسيله اي جهت سينك صدا و تصوير كه اطلاعات فيلمبرداري هم بر روي آن نوشته شده است كه در تدوين كاربرد بسيار زيادي دارد ( متاسفانه در ايران اين وظيفه بر عهده منشي صحنه مي باشد كه بسيار كار غلطي است ! ) . مسوول برق يا تكنسين فني : شخصي است كه وظيفه اش رساندن برق به پروژكتورها و وسايل فيلمبرداري كه نيازمند برق مي باشد است . مسوول فني يا اپراتور دوربين : نگه داري و حفظ دوربين ، تميز كردن لنز ها ، مسوول حفظ تجهيزات ، مسوول حفظ پروژكتورها درصحنه و ... بر عهده وي ميباشد . مسوول رفلكتور : شخصي است كه وظيفه اش گرفتن رفلكتور جهت دادن نور مناسب به سوژه است . استند اين : شخصي است كه در قبل از فيلمبرداري جاي بازيگران مي ايستد و از روي جاگيري وي ، فيلمبردار فوكوس را تعيين مي كند . و عوامل ديگر كه هر كدام به نوعي در خدمت مدير فيلمبرداري هستند . اگر دقت كرده باشيد در تيتراژ فيلمهاي خارجي اصطلاحي به نام Best Boy را ميبينيد . اين شخص همان مسوول فني دوربين و مسوول برق است كه توضيحش در بالا آمده بود . مدير فيلمبرداري با تنظيم حركت دوربين و تغيير اندازه نماها ( با تاييد كارگردان ) احساس كارگردان را به تماشاگر منتقل و بر نكته هايي كه مورد نظر است ، با استفاده از نور يا فيلتر يا ... تاكيد مي كند . در آغاز كار سينما ، فيلمبردار به تنهايي به كار مي پرداخت و علاوه بر فيلمبرداري چاپ و ظهور هم بر عهده او بود . با پيشرفت فني سينما و پيچيده شدن اين امر ، فيلمبرداري تخصصي تر و فيلمبردار اهميت بيشتري پيدا كرد . يك نكته : در اكثر كتابها ،رسانه ها ، در دانشگاهها و مراكز آموزشي ، اختراع دوربين فيلمبرداري را كار برادران لومير مي دانند . لازم به ذكر است كه سالها قبل از اينكه برادران لومير كارهايشان را ثبت كنند ، اديسون دوربين را اختراع و با آن فيلم هم گرفته بود . پس اختراع دوربين فيلمبرداري با اديسون بوده نه برادران لومير . نكته ضروري اين است كه برادران لومير ، اولين فيلم را ساختند ، نه اولين دوربين را . نورپردازي هنر و فن فراهم آوردن نور مناسب براي فيلمبرداري است . نور موجود در صحنه هميشه مناسب با فضاي لازم براي فيلمبرداري نيست . بنابر اين بايد از پروژكتورهاي مخصوص براي جبران كمبودها استفاده كرد . انتخاب و طراحي نور صحنه بر عهده مدير فيلمبرداري مي باشد . هر مدير فيلمبرداري هنگام طراحي نور صحنه بايد به دو مساله مهم توجه داشته باشد . 1 - نور صحنه طوري تنظيم شود كه براي فيلمبرداري مناسب و متناسب باشد . 2 - نحوه تابش نور به طوري باشد كه كيفيت نمايشي مورد نظر را به وجود آورد و به نشان دادن حالت هاي احساسي ( غم ، شادي ، اظطراب ، دلهره ، هيجان و ... ) كمك كند . هنگام فيلمبرداري چه در مكانهاي داخلي و چه خارجي ، نور صحنه بايد طبيعي باشد . در فضاي آزاد معمولا نور طبيعي بوسيكه رفلكتور ( منعكس كننده ) تصحيح مي شود . مدير فيلمبرداري براي دستيابي به بهترين نور پردازي علاوه بر ابزارهاي فني از همكاري متخصصين مختلفي مانند تكنسين برق ، كارگردان فني و ... بهره مند مي شود نوشته شده توسط علیرضا آقاخانی در ساعت 22:30 | لینک | نظر بدهید سه شنبه چهارم بهمن 1384 صدا در سینما سينما تا سال 1927 صامت بود . در سال1927 سينماي ناطق پا به عرصه گذاشت . البته تلاش براي ناطق كردن سينما از سالها قبل آغاز شده بود ، استفاده از موسيقي در هنگام پخش فيلم يا صحبت كردن همزمان بازيگران در هنگام پخش فيلم و ... همگي تلاشهايي براي بوجود آوردن صدا بود . در سال 1926 شركت وارنر بروس ( برادران وارنر ) ، با همكاري وسترن الكتريك شركت ويتافون را تاسيسس كردند . ويتافون به منظور يافتن راههايي براي ناطق كردن سينما تلاش خود را شروع كرده بود . فيلم دون ژوان اولين نتيجه آنها بود . در اين فيلم اركسترفيلارمونيك نيويورك ، موسيقي فيلم را اجرا مي كرد ولي مشكلات متعدد درهنگام پخش موجب شد تا فيلم با استقبال روبرو نشود . اما برادران وارنر ( با وجود خطر ورشكستگي ) دست از تلاش برنداشته و بالاخره در سال 1927 فيلم خواننده جاز را بر روي پرده بردند . صداي اين فيلم به موسيقي و چند گفتگو محدود بود اما شنيدن صداي حرف زدن ال جانسون ( بازيگر - خواننده روس ) تماشاگران را به شدت به هيجان آورد و بدين ترتيب عصر سينماي ناطق آغاز شد . صدا ، سينما را به طور كلي متحول كرد اما حركت دوربين را كه در اواخر سينماي صامت آز آزادي زيادي برخوردار بود را ، به شدت محدود كرد .اين محدوديت ، كم تحركي و رفتار فيزيكي بازيگران را كه بايد براي اداي ديالوگ ها از ميكروفني به طرف ميكروفن ديگر مي رفتند شدت بخشيد . بعدا با اختراع ميكروفون هاي كوچكتر بازيگران آزادي عمل بيشتري يافتند . با اضافه شدن صدا به سينما اتفاقات متعددي رخ داد كه به بعضي از آنها اشاره اي ميكنم . - با ورود صدا به سينما دوران فيلم هاي بين المللي به پايان رسيد . نخست فيلم ها براي فروش در بازار جهاني به چند زبان تهيه مي شدند . بعد براي حل اين مشكل از زير نويس يا دوبله استفاده شد . - با ورود صدا به سينما ، بسياري از بازيگران مجبور به كناره گيري از سينما شدند . ( به علت نداشتن صداي مناسب ) . - با ورود صدا به سينما ، موجي از كارگردانان تاتر به سينما پيوستند . آنها كارگردانهاي سينما را كه با استفاده از صدا و گفتگو در فيلم بيگانه بودند را در زمينه چگونگي استفاده از عامل صدا ، هدايت و راهنمايي مي كردند . در دها 50 ( با پيشرفت هايي كه در زمينه ضبط صدا روي داد ) روي صدابرداري سينما هم تاثير گذاشت و صداي فيلم ها با كيفيت بهتري ضبط و پخش مي شد . در اين دهه مورد توجه ترين شيوه پخش صداي فيلم ، استريو فونيك بود . در دهه 70 شيوه پخش صداي استريو فونيك كامل تر و ارزان تر شد و بالاخره در دهه 90 ، سينما استفاده از صدابرداري ديجيتال را آغاز كرد . اين شيوه تا امروز بهترين روش پخش صداي فيلم است . صدا در فيلم علاوه بر شنيدن ، بايد اثر رواني هم توليد كند . بطور نمونه در خيلي فيلم ها ديده ايد كه يك افكت حتي چند ثانيه اي ، اثري مانند ايجاد دلهره يا خنده يا هر چيز ديگري مي تواند توليد كند . كلا به مجموعه اثرات صوتي ، صدا مي گويند . بافت صوتي يك فيلم شامل 3 بخش است : 1 - ديالوگ يا گفتگوي بازيگران 2 - صداهاي زمينه مانند صداي خيابان كه به آن هام يا آمبيانس هم مي گويند 3 - موسيقي و البته افكت ها ، كه گروهي آنرا جزو بافت مي دانند و گروهي نمي دانند . شما ترجيحا بعنوان چهارمين بخش در نظر بگيريد . و اما از ديد تكنيكي يا بهتر بگويم سه عاملي كه يك صدابردار بايد در نظر بگيرد : 1 - جنس صدا 2 - تداوم صدا 3 - پرسپكتيو صدا و اما ديالوگ ها ، صداهاي زمينه و موسيقي بايد 3 چيز را برساند : 1 - موقعيت را معرفي كند ، مانند اين ديالوگ ، اين انبار خيلي .... مي بينيد كه به راحتي ما ميتوانيم متوجه شويم كه كاراكتر دريك انبار است . يا صداي آب دريا ما را متوجه كنار دريا بودن مي كند حتي اگر دريا را نبينيم . 2 - تاثيرات رواني ايجاد كند ، مانند اين ديالوگ ، اون يك عمر به من دروغ گفت و ... خب احتياجي به توضيح نيست ، حتما خودتان فهميديد كه منظورم چي بود . 3 - مفهوم و معني داشته باشد . گاها در سينما يا بيشتر در سريالهاي تلويزيوني ديديد كه حرفها هيچ معني و مفهومي ندارند كه اين اشكال محسوب م شود . در فيلمهاي تجاري هاليوودي به شدت اين مورد ديده مي شود . كلا صدا در فيلم به سه بخش تقسيم ميشود : صدابرداري صدا گذاري ميكس
+ نوشته شده توسط سامان مرادحسینی در و ساعت
|